تبليغاتX
دختر متولد پـــايــيــــز


دختر متولد پـــايــيــــز

آب آیینه عشق گذران است

سلام به همه دوستاي خوبم :

اول از همه يه معذرت خواهي به تمام اونايي كه توي اين يه ماه منو فراموش نكردن و واسم نظر دادن اما من نتونستم بهشون به خاطر امتحاناتم سر بزنم  ،

 اما حالا ديگه اين غول بي شاخ و دم كه اسمش رو گداشتن امتحان نهايي تموم شد با هر سختي كه بود ديگه گذشت .

اميدوارم كه حال همتون خوب باشه و توي همه امتحانات زندگيتون بهترين نمره رو كه همون 20 ميشه رو بگيرين .

شاد و موفق باشين .

‹‹ من يك چهار ديواري دارم ››

من يك چهار ديواري دارم و كاغذ و قلمي ،

قلمي كه گاه و بي گاه جور مرا ميكشد و حرف هاي ناگفته ام را بر روي كاغذ مي نويسد .

در آن لحظه قلمم مثل زبانم بي جان نيست ، من من نمي كند كم نمي آورد و مي نويسد . . .

شيوا ، بي غلط و بدون بروز هر گونه احساسي !

وقتي مي نويسم گونه هايم سرخ نمي شوند

اشك هايم فرو نمي ريزند

عصباني نمي شوم

صدايم هم نمي لرزد

و كاغذ چه صبور ، نوشته هايم را گوش مي دهد

واكنشي از خشم در او نيست

نگاه عاقل اندر سفيه نمي اندازد

مرا به خاموشي وا نمي دارد

و تنهايم نيز نمي گذارد . . .

در آخر من آرام و سبكبال ، به كاغذم مي گويم :

همه اين ها را گفتم كه بگويم گفتن بلد نيستم اما نوشتنم بد نيست !

و او هم چنان صبور گوش مي كند . . .

آن گاه كاغذ را به آب مي سپارم

و آب مي داند كه آن را به دست چه كسي برساند . . .

و من دوباره به چهار ديواري ام باز مي گردم

در پي قلم و كاغذ صبوري ديگر . . .

من يك چهار ديواري دارم . . .

 

نوشته شده در چهارشنبه 29 خرداد1387| ساعت 8 بعد از ظهر| توسط یاسمن| |


قالب رايگان وبلاگ پيچك دات نت