تبليغاتX
دختر متولد پـــايــيــــز


دختر متولد پـــايــيــــز

آب آیینه عشق گذران است

سلام دوستاي گلم :

اميدوارم از تغييراتي كه توي وبم دادم خوشتون اومده باشه ، و يه تشكر ويژه از مدير وبلاگ (( مشق عشق )) كه اين تغييرات رو انجامشون دادن ، جا داره همين جا از ايشون خيلي تشكر كنم .

خوب بايد بگم كه : يه دفعه من يه دونه از دل نوشته هام رو نوشتم ، اما فكر نمي كردم واسه پست هاي بعدي شما عزيزان انقدر اصرار داشته باشين تا دوباره بنويسم ، و منم ميخوام هرچي شما خوشتون مياد توي وبم بنويسم واسه همين شد كه از دفعات بعدي هم دوباره دل نوشته هامو گذاشتم همراه يه درس واسه زندگي بهتر .

اما امروز دل نوشته من واسه (( سكوت )) هستش ، اين كه شايد بعضي وقتا سكوت خيلي حرفا رو بهتر ميتونه برسونه و بزنه و اين كه شايد صداي   سكوت از صداي حرفاي ما هم بلندتر باشه...

بعد از دل نوشته خودم هم يه متن كوتاه ، حالت يه نظر سنجي نوشتم دلم ميخواد حتما نظرتون رو بگين ، و بعدش هم كه طبق معمول يه درس واسه زندگي بهتر .

در پـنـاه خـالـق نـيـلـوفـرهـا پـايـدار بـاشـيدوجـاودان .

 حرف دلم را با سكوتم فرياد خواهم زد . . .

امروز داشتم به سكوت فكر ميكردم ياد يك گفته از ((موريس مترلينگ)) افتادم كه سكوت رو ، به يه دنياي ديگه تعبير كرده ، دنيايي غير از دنياي ما...

 در اين دنيا دامنه انديشه هاي ما بدون مرز و مانع است بسياري از چيزهايي رو كه در ظاهر جرات گفتنش رو نداريم در دنياي سكوت مي گوييم و جواب مي گيريم ، در حاليكه برابر دوست نشسته ايم حرفي نمي زنيم اما در آن دنيا حرفهايي مي زنيم كه به جاهاي دور ميبرتمان و آنچه را در اين دنيا نگفته و نخواهيم گفت .

بنا براين دنياي سكوت جايگاه شخصيت دوم ماست ، و بعضي از ما ها چقدر با دنياي سكوتمان فاصله داريم و چقدر مردم از دنياي سكوت ما غافلن.

 به نظـرتـون مـن چـه رنـگـيـم ؟ ؟ ؟

سفيد : سا كت

آبي : گوشه گير

سبز : جذاب

ارغواني : زيبا

قرمز : با وفا

نارنجي : باهوش

قهوه اي : خسته كننده

صورتي : دوست داشتني

مشكي : مشكوك

خاكستري : پر حرف

كرم : مهربون

بنفش : پايه

يشمي : خوش تيپ

فيروزه اي : سرد

زرد : جدي

ياسي : گرم

طوسي : با مزه

نيلي : با حال

نقره اي : خوش خيال

طلايي : حسود

صدفي : خودخواه

پركلاغي : بي جنبه

سرخابي : شيطون

 نكته هايي از زبان بزرگان در رابطه با موفقـيـت :

1 * رسول خدا (ص) فرمودند : كسي كه دو روزش مساوي باشد ضرر كرده است .

2 * اگر حداكثر تلاشتان را كرده ايد حتما به موفقيت هايي هم رسيده ايد. قرار نيست همه به نهايت برسند . همه بهترين فروشنده ، بهترين بازيكن بسكتبال نخواهند شد ، با وجود اين شما هم مي توانيد يكي از بهترينها باشيد. ( مايكل جوردن )

3 * كسي كه شهامت قبول خطر را نداشته باشد در زندگي به مقصود نخواهد رسيد . ( محمد علي كلي )

 4* تنها كساني تحقير مي شوند كه بگذارند تحقيرشان كنند. ( الكس هيلي نويسنده آمريكايي )

5 * الماس حاصل فشار بيش از حد است . فشار كمتر بلور ، و كمتر از آن زغال سنگ پديد مي آورد، اگر باز هم فشار كمتر شود حاصل چيزي جز سنگواره برگها يا زنگار ساده نخواهد بود ، فشار مي تواند شما را به موجودي ارزشمند بدل كند ، موجودي شگفت انگيز، كاملا زيبا و بسيار محكم. ( مايا آنجلو شاعره و نويسنده آمريكايي )

6 * من واقعا فرمول دقيقي براي موفقيت نمي شناسم ولي فرمول شكست را به خوبي مي دانم : سعي كنيد همه را راضي نگه داريد! ( بيل كازبي از ستارگان تلوزيون )

7* تا خم نشويد كسي نمي تواند سوارتان شود . ( دكتر مارتين لوتر كيگ)

8* موفقيت خود را با موفقيت ديگران پيوند دهيد تا آنان شما را به جلو رانند و موجب حداكثر ترقي شما شوند. ( جوزف مك كلندون همكار آنتوني رابينز)

9* هر گاه ديديد كسي به موفقيت رسيده است كه شما نرسيده ايد بدانيد او كارهايي كرده است كه شما نكرده ايد . ( مالكولم ايكس مبارز مسلمان سياهپوست )

10* موفقيت هاي بزرگ نود و نه درصدش به خاطر كوشش و فقط يك در صد آن به خاطر نبوغ است . ( توماس اديسون )

11* در پشت همه موفقيت هاي فعلي من قدرتي است كه از درون من سرچشمه مي گيرد . نيرويي است كه در همه ما هست . من گمان دارم كه در درون ما بخش كوچكي از خداوند هست كه بايد كشف شود. ( ت- ترنر )  

12* مردم موفق امروز كودكان جسور ديروز بوده اند ( بنجامين ديزرائيلي)

13* از مخالفت نهراسيد زيرا فقط وقتي بادبادك مي تواند بالا رود كه با باد مخالف مواجه شود. ( وينسون چرچيل)

14* موفقيت از آن كساني نيست كه هرگز دچار ناكامي نشده اند بلكه متعلق به كساني است كه هرگز از تجديد مبارزه بيم و هراسي ندارند. ( هانري كپ)

15* پيروزي با كساني است كه پشتكار بيشتري دارند. ( ناپلئون )

16* دلي فراخ داشته باش و موفق شو ، دلي كوچك داشته باش و شكست بخور، او مي گويد : اسير احساسات شدن باعث عدم موفقيت مي شود و اسباب موفقيت است .( پرمود بترا )

و در آخر دخــتر متـولـد عــشق مي خواد بدونه موفقــيـت از نظر باز ديد كننده هاي عزيز چيه ؟ ؟ ؟

قشـنگ ترين و پرمعـني ترين جمله در آخر با نـام نظر دهنده توي همين قسمت اضافه مي شود .

  

نوشته شده در چهارشنبه 31 مرداد1386| ساعت 7 بعد از ظهر| توسط یاسمن| |

برای خودم مي نـو يـسـم  . . .  

آیا سهم من اینست که در کوره راه غریب دلتنگی ها ، حضور سایه های  مبهم و سیاه را همیشه با خود همراه سازم ؟

آیا سهم من ، رفتن به ماتمکده ی بی روح و خسته ی زندگی و دست و پا زدن در باتلاق درماندگیست ؟

میخواهم برای یک بار هم که شده دلم را آفتابی کنم...

دیگر نمیخواهم بی رحمانه بر گور آرزوهایم زار بزنم...

چشمانم از اینهمه باران تنهایی خیس خیسند

لبهایم از تکرار ظالمانه ی(( من نمیتوانم)) به ستوه آمده اند

میخواهم دستم را به پاکی ها بدهم و دریایی شوم

 سهم من ٬ خوب زیستن است

میخواهم عطر گلها روح نا آرامم را صیقلی دهد تا از عطرشان سرمست شوم

میخواهم پاهای برهنه ام شنهای نرم ساحل آرامش را احساس کنند ...

میخواهم با تمام کینه ها و نامردمی ها ٬ خداحافظی کنم

بی هیچ واهمه ایی بلند میشوم و به آسمان ،  به دریا٬ به خوبی ، سلام میکنم

و میگویم که : چقدر مشتاق دیدار پرندگان آسمان خوشبختی هستم

بلند میشوم و لبخند میزنم

زندگی از این لحظه مال من است

از بيست و يكمين روز گرمترین ماه خدا...!

 از این روز من دوباره آغاز میشوم .

كلمه ها بر احسا سها و انديشه ها تاثير مي گذارند .

احسا سها بر افكار و كلمه ها مؤثرند .

انديشه ها بر كلمه ها و احساسها تاثير مي گذارند .

 

بـگوييم : از اينكه وقت خود را در اختيار  من گذاشتيد متشكرم .

نـگوييم : ببخشيد كه مزاحمتان شدم .

 

بـگوييم : در فرصت مناسب كنار شما خواهم بود .

نـگوييم : گرفتارم .

 

بـگوييم : راست مي گي ؟ راستي ؟

نـگوييم : دروغ نگو .

 

بـگوييم :  خدا سلامتي بده .

نـگوييم :  خدا بد نده .

 

بـگوييم : هديه براي شما .

نـگوييم :  قابل ندارد .

 

بـگوييم : با تجربه شده .

نـگوييم : شكست خورده .

 

بـگوييم : قشنگ نيست .

نـگوييم : زشت است .

 

بـگوييم : خوب هست .

نـگوييم : بد نيست .

 

بـگوييم : مناسب من نيست .

نـگوييم : به درد من نمي خورد .

 

بـگوييم : با اين كار چه لذتي مي بري؟

نـگوييم : چرا اذيت مي كني ؟

 

بـگوييم : شاد و پر انرژي باشيد .

نـگوييم : خسته نباشيد .

 

بـگوييم : من .

نـگوييم : اينجانب .

 

بـگوييم : دوست ندارم .

نـگوييم : متنفرم .

 

بـگوييم : آسان نيست .

نـگوييم : دشوار است .

 

بـگوييم : بفرماييد .

نـگوييم : در خدمت هستم .

 

بـگوييم : خيلي راحت نبود .

نـگوييم : جانم به لبم رسيد .

 

بـگوييم : مسئله را خودم حل مي كنم .

نـگوييم : مسئله ربطي به تو ندارد .

 

نوشته شده در یکشنبه 21 مرداد1386| ساعت 6 بعد از ظهر| توسط یاسمن| |

سلام دوستان عزيز :

ممنون از لطف و نظر همه شما عزيزان ، در مورد دل نوشته مــن

اگه يادتون باشه تصميم گرفته بودم از اين به بعد اكثر واسه موفقيت و زندگي بهتر وبم رو آپ كنم . . .

اما اين دفعه كه دل نوشته خودم رو گذاشتم ، خيلي ها پيشنهاد دادن كه بازم دل نوشته هاي خودم رو بنويسم . . .

هرچند كه دل نوشته هام شايد زياد از نظر ادبي درست ، حسابي نباشه

اما به دل خودم خيلي ميشينه

اون يكي دل نوشته پست قبلي رو هم خيلي اتفاقي تصميم گرفتم بنويسمش

اما حالا كه ميبينم دل نوشته هام مشتاق داره ، يه دونه ديگه از دل نوشته هام رو مينويسم ،

اما چون سر قولم هم باشم ، در كنارش يه متن واسه زندگي بهتر هم مينويسم . . .

اميدوارم خوشتون بياد . . .

شــاد و پيـــروز باشيـــد. 

 

چقدر فراموش كاريم . . .

فاصله خيلي چيزها خيلي اندك است . . .

مرز ميان خيلي چيزها حتي از تار مويي هم نازكتر است

 ومن اين روزها زندگي ام پر شده از اين مرزهاي نامرئي . . .

مرز ميان سلامتي و بيماري . . . مرز ميان محبت و بي تفاوتي . . .

مرز ميان گل لبخندي و شبنم اشكي . . .

مرز ميان همه چيز بودن و هيچ شدن . . .

مرز شعف و شعور يا غم . . . مرز ميان شروع و پايان . . .

مرز ميان مرگ و زندگي . . .

من اين روزها در تحيرم از اين همه ابهامي كه ميان اينهاست . . .

همچون رنگهايي كه آرام آرام به رنگهايي ديگر بدل ميشوند . . .

تنها زماني ميفهمي كه رنگ ديگر نمايان شود ، زماني كه حريم موهوم شكسته شود و تو از يكي بگذري . . .

روزگار غريبي ست . . .

اين روزها شده ام ناظر، ناظر بر همه اين اعجازهاي پنهان ، كه گاهي حتي باورشان دشوار است. . .

ميگم نا امیدی بدترین درده واسه هممون

آرزو میکنم اونی که تنها امیده همست و اون بالا نشسته همیشه امیدمون باشه.

تو بدترین شرایط وقتی از همه جا ناامید میشیم یکی هست که دوست داره صداش کنیم.

پس ناامید نباش و صداش کن.

مطمئن باش تنهامون نمیذاره...

تلاش كنيد همان گونه باشید كه مي گوييد.

تلاش كنيد همان گونه رفتار كنيد كه از ديگران انتظار داريد.

تلاش كنيد همان گونه رفتار كنيد كه گرفتار عذاب وجدان نشويد.

 تلاش كنيد تا راست گويي و صداقت عادت شما شود.

تلاش كنيد هميشه دنبال يادگيري باشيد.

 تلاش كنيد با پيدا كردن دوستان جديد دوستان قديمي را هم حفظ كنيد.

تلاش كنيد براي خوب كار كردن خوب هم استراحت كنيد.

تلاش كنيد هميشه براي اطرافيانتان جذاب باشيد.

 تلاش كنيد اگر از كسي رنجيده ايد، با خود او صحبت كنيد، نه پشت سر او.

 تلاش كنيد وقتي به موفقيتي مي رسيد، آنهايي كه در اين راه به شما كمك كرده اند را فراموش نكنيد.

 تلاش كنيد تا عهدي شكسته نشود و اگر هم مي شكند ،شما نباشيد.

تلاش كنيد تا باور كنيد ديگران وظيفه اي در قبال شما ندارند و عامل سعادت يا شقاوت هر كس خود اوست.

تلاش كنيد قدردان لطف ديگران باشيد و با رفتار و گفتارتان آنها را از محبت پشيمان نكنيد.

 تلاش كنيد به هر چيز آنقدر بها بدهيد كه استحقاقش را دارد.

 تلاش كنيد دنيا را با زيبايي هايش ببينيد.

 

نوشته شده در دوشنبه 15 مرداد1386| ساعت 11 قبل از ظهر| توسط یاسمن| |

ساعت از 2 نيمه شب گذشته و من . . .

امشب خيلي دلم گرفته بود ، دليلش رو هم نمي دونم !

خوب ديگه آدميزاد همينه ، گاهي بدون هيچ دليل خاصي شاد ميشه و گاهي چنان غمگين ميشه كه هيچكي جرات حرف زدن با آدم رو نداره . . .

گاهي وقتا كه منم شاد يا غمگين ميشم ميرم سراغ دفتر دل نوشته هام و چند خطي مي نويسم تا آروم ميشم . . .

اكثر وقتا با نوشتن خودم رو آروم مي كنم .

اما هيچ وقت تا حالا دل نوشته هاي شخصييم رو نذاشتم كسي بخونه ،

اما امشب . . . يه جورايي اين يكي دل نوشتم خيلي آرومم كرد

به خاطر همين اين يكي پست رو اختصاص دادم به دل نوشته خودم

كه همين امشب ، توي تابستون گرم و مهربون نوشتمش . . .

 

در خلوت زندگی . . . 

در خلوت زندگی، تحمل دلتنگی هایی که مدام به پنجره دل ما تلنگر می زنند، آسان نیست ...

خاطرات شیرین روی ریل ذهن ما به سرعت ثانیه ها  می گذرند و ما دلتنگ آن چیزهایی میشویم که روزی لحظه های دلپذیری مي آفریدند

یکی در این گذر، دلش برای آدمهایی تنگ می شود  که در بخشی از خاطراتش جا خوش کرده اند. دیگری دلتنگ آواهایی است  که از دور حواسش را می نوازند

آن یکی وقتی در آینه می نگرد،  دلش برای شب از دست  رفته گیسوانش تنگ می شود و برای  همه آن روزها، ماهها و سالهایی که به تدریج شفافیت هایش را به آنها سپرده است .

 

من اما لا به لای این حال و هوایی که ماندن و نفس کشیدن را معنا می کند گاه دلم برای رفتن تنگ می شود ! ! !  

امشب دلتنگ خاطراتی شده ام که پشت سر جا مانده اند و بی تاب آرزوهایی كه از روبرو می گریزند ...

شاید آخر دنیا آخر آرزوها باشد و همه آرزوها رنگ تحقق بگیرند و شاید تا همین چند ثانیه دیگر آخر دنیا شود .

و رویای فرشته شدن همه آدمها که همیشه ذهنم را قلقلک می دهد تحقق یابد...

آدمهایی که الان  هم روی زمین خاکی کنار ما هستند  و ما آنقدر از حقیقت آنها فاصله داریم  و آنقدر زمینی شده ایم ،

که گاه یادمان می رود لازم نیست  همه فرشته ها بال داشته باشند.

بیراهه راههایی که رفته ایم را به گذشته  بسپار  و گذشته را به باد . . .

راه زندگی برای هیچکس رو به گذشته نبوده است

زندگی رو  به  فرداست که ادامه دارد،  نه دیروز . . .

 

نوشته شده در دوشنبه 8 مرداد1386| ساعت 0 قبل از ظهر| توسط یاسمن| |

هیچ ندارم که بگویم !

فقط اینکه هستی من ز هستی توست  و بودن تو ، لبخند تو و نفسهای تو بهانه زندگی من است .

 تو آنقدر بزرگی که من در برابرت هیچم .

آرامش تک تک لحظاتم  را مدیون تو هستم که هیچ وقت آرام نبودی از دست این دختر . هنوز هم دوست دارم و آرزو دارم مثل کودکی هایم که فقط در آغوش تو جای داشتم نفسهایم را با نفسهایت یکی کنم .  هر گاه تو دم گرفتی من دم بگیرم ،

مرا ببخش که هر چه بزرگتر شدم و قد کشیدم تو  آب می شدی ،

مرا ببخش  که روز به روز مهربان تر می شوی و من روز به روز گستاخ تر . . .

مرا ببخش که تو بخشنده ای . . .

برای پدرم
برای پدری که تو هستی
و برای پدری که در طی این مدت بوده ای
اگه من دوباره فرصت انتخاب داشتم
باز تو را به عنوان پدر انتخاب میکردم 
برای دردسرهایی که برات درست کردم
و برای فرصت هایی که به خاطر من از دست دادی
و من افتخار میکنم که تو بالاخره دیدی
که خداوند چگونه زندگی من را دگرگون ساخت
تو هیچگاه از ناملایمات زندگی فرار نکردی
در عوض به من امید دادی که بتونم ، با مشکلاتم روبرو بشم
از تو سپاسگزارم ، برای پایداری و استقامتت
و برای ایمان و اعتقادی که برای به من ارزانی داشتی
 تمام عشقی که تو به من  ابراز کردی . . .

همون عشقی است که من اکنون دارم به سوی تو روانه میکنم .

کودکی ، دخترکی  موقع خواب

سخت پاپیچ پدر بودو از او می پرسید ؟

زندگی چیست ؟

پدرش از سر بی صبری گفت :

زندگی یعنی عشق !

دخترک با سر پر شوری گفت :

عشق را معنی کن !

پدرش داد جواب : بوسه گرم تو بر گونه من

دخترک خنده برآورد ز شوق

گونه های پدرش را بوسید

زان سپس گفت :

پدر . . . عشق اگر بوسه بود . . . بوسه هایم همه تقدیم تو باد !

تقدیم به تمام پدرهای عزيز و دوست داشتني .

پدر بی ادعا ترین گل باغ هستی  است. خستگی اش را با لبخند تو از یاد می برد و  مهرش را بدون هیچ چشم داشت نثارت می کند .

مي خواستم اسمتو روي سينم خالكوبي كنم ، اما ترسيدم صداي قلبم تو رو اذيت كنه !

اسمتو گذاشتم گل ترسيدم پژمرده بشي !

گذاشتم خورشيد ترسيدم غروب كني !

گذاشتم جونم كه اگه خدايي نكرده رفتي ، منم برم . . . !

 

بابا جونم : حالا نوبته اينه كه به حرفاي دل دخترت گوش بدي !

مي خوام بهت بگم كه :

پدر جونم : دلم مي خواد هميشه كنارم باشي و هيچ وقت تنهام نذاري، چون وقتي پيش مني احساس امنيت و آرامش مي كنم .

پدر جونم :  تو زيباترين واژه زندگي من هستي ، و با بودن تو زندگي برام شيرين تر و لذت بخش تر ميشه و در كنار تو موندن رو تا ابد ميخوام .

پدر جونم : مي خوام بهت بگم كه هيچ كس و هيچ چيز نمي تونه من و تو رو از هم جدا كنه ، و من حتي حاضر نيستم يه دونه از

مژه هات رو به همه دنيا بدم ، چون تو برام از هر چيزي با ارزش تري و به بودنت افتخار مي كنم .

و در آخر مي خوام خيلي صادقانه و بي ريا بهت بگم : كه براي هميشه و از صميم قلب دوستت دارم ،

چون تو بهتريني ، چون تو مهربانتريني و چون تو تنها تكيه گاه من هستي !

بابا جونم : هر ضربان قلب من با نفس تو مي زند . . .

خدا تو را به من هديه كرد و من امروز تمامي خود را به تو هديه ميكنم .

ميلاد با سعادت بزرگ مرد تاريخ،

شير خدا حضرت علي (ع) بر همه کساني

که در طريقت مردانگي به او اقتدا مي کنند مبارک باد .

نوشته شده در جمعه 5 مرداد1386| ساعت 10 قبل از ظهر| توسط یاسمن| |


قالب رايگان وبلاگ پيچك دات نت