تبليغاتX
دختر متولد پـــايــيــــز


دختر متولد پـــايــيــــز

آب آیینه عشق گذران است

سلام دوستان :

اميدوارم حال همتون خوب باشه و از فرصت هاي زندگيتون به خوبي استفاده كنين .

امروز سالگرد وبلاگمه ؛

امروز وبلاگم يه ساله شده ؛

يه سال گذشت . . .

با تموم شادي ها و غم هاش . . .

توي اين يه سال هر موقع چشمم به يه موضوع جالب و قشنگ

مي افتاد توي وبم مي نوشتمش . . .

گاهي وقتام شعرايي كه خيلي دوسشون داشتم رو نوشتم . . .

اما از امروز كه وبم وارد دو سالگي ميشه يه تصميم ديگه واسش گرفتم !

از امروز مي خوام حداقل توي هر پستي كه مي نويسم  يه درسي هم هممون از اون پست بگيريم . . .

دوست دارم از امروز درباره شيوه هاي بهتر زيستن و زندگي كردن بنويسم . . .

راه هايي كه همه ما توي زندگي بهشون  احتياج داريم و با بودنشون مي تونيم از زندگي بيشتر لذت ببريم . مثل : اعتماد به نفس ، توكل به خدا ، اميد داشتن ، آرامش و از همه مهم تر موفقيت .

تنها هدف من از نوشتن چنين موضوع هايي اينه كه : روزي بياد كه همه انسان ها با صلح و آرامش بتونن كنار هم زندگي كنن و به زندگيشون عشق بورزن . ( به اميد اون روز )

براي شروع ، چند تا موضوع انتخاب كردم و واستون مي نويسم .

لطفا اگر با اين كار من موافق و يا مخالف بودين حتما توي قسمت نظرات واسم بنويسين . . .

خـــــدا مي توانــــد! 

وقتي در عشق ورزيدن احساس ناتواني مي كني وقتي احساس بي لياقتي مي كني وقتي احساس ناپاكي مي كني وقتي احساس مي كني كسي نمي تواند دردهايت را التيام ببخشد به ياد داشته باش دوست من خدا مي تواند .

وقتي احساس مي كني قابل بخشش نيستي براي شرم و گناه هايت به ياد داشته باش دوست من خدا مي تواند . . .

وقتي فكر مي كني همه چيز پنهان است و هيچ كس نمي تواند درونت را ببيند به ياد داشته باش دوست من خدا مي تواند . . .

وقتي به بن بست مي رسي و فكر مي كني هيچ كس صدايت را نمي شنود به ياد داشته باش دوست من خدا مي تواند . . .

و وقتي فكر مي كني كسي نمي تواند به تو واقعا عشق بورزد به ياد داشته باش دوست من خدا مي تواند . . .

رويا هاي تو . . .

 روياهاي تو بخش مهمي از زندگي تو هستند و تو بايد تمامي توانت را به كار گيري و آنها را به واقعيت تبديل كني ، با طرح هايي كه در سر داري ، با نقشه هايي كه مي كشي و با كاري كه انجام مي دهي ، در گذشته توقف نكن ، ديروز را پشت سر بگذار با تمامي مشكلاتش ، نگراني هايش و ترديد هايش ، بدان كه نمي تواني گذشته را تغيير بدهي اما مي تواني فرداي نويني را آغاز كني سعي نكن همه كارها را فورا انجام دهي پله پله و گام به گام . . .

هرگز از انجام نا ممكن ها نترس مهم نيست ديگران چه مي انديشند به ياد داشته باش در راهي كه مي روي راهي كه مخصوص توست تو بي نظيري .

از روياهايت دست برندار

از خواستن خسته نشو

چرا كه اين حق مسلم توست . . .

مراقــــب باش . . . !

 مراقب رفتارت باش آنها به گفتار تبديل مي شوند ، مراقب گفتارت باش آنها به كردار تبديل مي شوند ، مراقب كردارت باش آنها به عادات تبديل مي شوند ، مراقب عاداتت باش آنها به شخصيت تبديل مي شوند ، مراقب شخصيتت باش آنها به سرنوشت تبديل مي شوند . . .

نوشته شده در سه شنبه 26 تیر1386| ساعت 11 قبل از ظهر| توسط یاسمن| |

بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم

شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم

شدم آن عاشق ديوانه كه بودم 

در نهانخانه ي جانم گل ياد تو درخشيد 

باغ صد خاطره خنديد

عطر صد خاطره پيچيد

يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم

پرگشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم

ساعتي بر لب آن جوي نشستيم

تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت

من همه محو تماشاي نگاهت

آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشه ماه فرو ريخته در آب

شاخه ها دست برآورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

يادم آيد : تو به من گفتي :

از اين عشق حذر كن!

لحظه اي چند بر اين آب نظر كن

آب ، آئينه عشق گذران است

تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است

باش فردا ،‌ كه دلت با دگران است!

تا فراموش كني، چندي از اين شهر سفر كن!

به تو گفتم :‌

حذر از عشق ندانم!

سفر از پيش تو؟‌

هرگز نتوانم!

روز اول كه دل من به تمناي تو پر زد

چون كبوتر لب بام تو نشستم،

تو به من سنگ زدي من نه رميدم، نه گسستم

باز گفتم كه: تو صيادي و من آهوي دشتم

تا به دام تو درافتم، همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم

سفر از پيش تو هرگز نتوانم، نتوانم...!

اشكي ازشاخه فرو ريخت

مرغ شب ناله ي تلخي زد و بگريخت!

اشك در چشم تو لرزيد

ماه بر عشق تو خنديد،

يادم آيد كه از تو جوابي نشنيدم

پاي در دامن اندوه كشيدم

نگسستم ، نرميدم

رفت در ظلمت غم، آن شب و شب هاي دگر هم

نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم

نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم!

بي تو اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم...

نوشته شده در پنجشنبه 21 تیر1386| ساعت 10 قبل از ظهر| توسط یاسمن| |

غير از تو مادر كسي رو صدا نمي كنم ديگه           

گوشه چادرت رو رها نمي كنم ديگه                    

مادر كجاست دعات كه پشت و پناه من باشه           

چشم پر نور تو چراغ راه من باشه...                   

 تقديم به زيباترين گل دنيا مادر خوب و مهربونم:   

چه زيباست به خاطر تو زيستن وبراي تو ماندن

 و به پاي تو مردن و به پاي تو سوختن وچه

تلخ  و غم انگيز است دوراز  تو بودن وبدون

خوشبختي زيستن براي تو گريستن وبه عشق

و دنياي تو نرسيدن . . .

اي كاش مي دانستي بدون تو مرگ گواراتر

از زندگياست بدون تو و دور از دستهاي

مهربان تو وبه دورازقلب حساست زندگي

چه تلخ و ناشكيباست مادر گل به گل

سنگ به سنگ اين ديار يادگاران تو اند

مادر نامت را بر آسمان نوشتم سرشار

از زندگي شد و آفتاب در برق چشمان

مهربانت برخاك نشست

درياهاي بي قرار آرام گرفتند و چمنها سبز

شدند وهمه سروها راست قامت تر به احترام ايستادند .         

مادر مهربونم دوستت دارم...

 مادر اي لطيف ترين گل بوستان هستي، اي باغبان

هستي من،وقت روييدنم باران مهرباني بودي كه

سيرابم كند،

وقت پروريدنم آغوشي گرم كه بالنده ام

سازد وقت بيماري ام طبيبي بودي كه دردم را

مي شناسد ودرمانم مي كند وقت اندرزم حكيم

 آگاهكه به نرمي زنهارم دهد

وقت تعليمم معلمي خستگي ناپذيرو سخت كوش

كه حرف به حرف دانايي را درگوشم

زمزمه مي كند

وقت ترديدم راهنمايي راه آشنا كه راه را از

 بيراهه نشانم دهد،

مادر تو شگفتي خلقتي،

تو لبريز از عظمتي،

تو راسپاس مي گويم و مي ستايمت . . .

مادر! جزيره قلبت هنوز كشف نشده و هيچكس

نميدونه چه جوري دلتو بايد لرزوند...

جز آن كودكي كه تو را مادر ناميد.

ولادت با سعادت حضرت فاطمه زهرا(س)

 و روز مادر

و هفته گراميداشت زن را به همه بانوان ايراني

تبريك عرض مينمايم.

مادر هميشه در قلب مني ...

نوشته شده در پنجشنبه 14 تیر1386| ساعت 6 بعد از ظهر| توسط یاسمن| |

 

سلام دوستان :

امروز خيلي خيلي خوشحالـــم

نتيجه ها رو گرفتيم

قبــــــول شدم

خـــــدا جونم شكرت . . .

كاش ميشد امتحانات زندگي رو هم همشون رو همين طوري قبول ميشديم!

كاش ميشد توي همه امتحانات سرفراز ميشديم !

و كاش . . .

راستي اين هفته واسه خيلي ها هفته مهم و سرنوشت سازيه !

مي دونين كه چه كسايي رو ميگم : ؟

كنــــكو ري ها . . .

آرزوي قبولي واسه همشون رو از خدا خواستارم . . .

چون خيلي خوشحالم مي خوام يه آپ توپ بفرستم واستون ...

اميدوارم خوشتون بياد.

شـــــا د و پيــــروز باشيد . . .

آقايون و خانوما نظرتون درباره اين متن چيه ؟ ؟ ؟

چند دليل محكم براي اينكه به مرد بودن خود افتخار كنيد:

۱- همیشه از نام خانوادگی شما استفاده میشود.

2- مدت زمان مکالمه ی تلفنی شما حد اکثر 30 ثانیه است.

3- برای یک مسافرت یک هفته ای  تنها یک ساک کوچک دستی نیاز دارید.

۴- در تمام شیشه های مربا و ترشی را خودتان باز می کنید.

5- دوستان شما توجهی به کاهش یا افزایش وزن شما ندارند.

6- جنسیت شما در موقع استخدام مطرح نیست.

7- لازم نیست کیفی پر از وسایل بی استفاده را همه جا به دنبالتان بکشید.

8- ظرف مدت 10دقیقه میتوانید حمام کنید و برای رفتن به مهمانی آماده شوید.

9- همکارانتان نمی توانند اشک شما را در بیاورند.

10- اگر در 34 سالگی هنوز مجردید،احدی به شما ایراد نمی گیرد.

11- رنگ اجزای صورت شما در هر صورت طبیعی است.

12- با یک دسته گل می توانید بسیاری از مشکلات احتمالی را حل کنید.

13- وقتی مهمان به خانه ی شما می آید لازم نیست اتاق را مرتب کنید.

14- بدون هدیه میتوانید به دیدن تمام دوستان و آشنایان بروید.

15-  می توانید آرزوی هر پست و مقامی را داشته باشید.

16- حداقل 20 راه برای باز کردن درهر بطری نوشابه ی داخلی یا خارجی بلد هستید.

17- ضرورتی ندارد روز تولد دوستانتان را به خاطر داشته باشید.

18- و بالاخره روزی یک پیر مرد موفق خواهید شد.

 

چند دلیل محکم برای اینکه به زن بودن خود افتخار کنید :

1-  نام هر گل زيبايي كه در طبيعت است  روي شما مي گذارند.

۲- به راحتي و با اعتماد به نفس هر وقت كه لازم بود گريه مي كنيد و غم وغصه هايتان را در دل جمع نمي كنيد تا سكته كنيد.

۳- آن قدر حرف براي گفتن داريد كه هرگز كم نمي آوريد.

4- عشق و هنر ابداع شماست.

5- زيبايي مخصوص شماست.

6- هميشه جوانتر از سنتان هستيد و هيچكس نمي داند شما چند ساله ايد.

7- بهشت زير پاي شماست.

8- هميشه تميز و نظيف هستيد.

9- هميشه مقداري پول براي روز مبادا داريد كه جز خودتان هيچ كس از

جاي آن خبر ندارد.

10- مجبور نيستيد خانه به خانه برويد و خواستگاري كنيد مثل خانم ها در

خانه مي نشينيد تا ديگران با كلي منت و خواهش و التماس وگل و هديه بيايند  خواستگاري شما.

11- حق تقدم با شماست.

12- هرگز از فرط خشم نعره نمي كشيد و كبود نمي شويد و خون به پا نمي كنيد.

13- ضعيف كش نيستيد و دق و دلي رئيس اداره تان را در خانه خالي نمي كنيد.

 

14- نصف بيشتر از صندلي هاي دانشگاه را شما تصاحب كرده ايد.

خدا رو دوست دارم چون با هر User Name و Password كه باشم منو Connect مي كنه .

 

خدا رو دوست دارم چون تا نخوام منو DC نمي كنه .

 

خدا و دوست دارم چون با اين كه خيلي بدم اما منو Boot  نمي كنه .

 

خدا رو دوست دارم چون همه چيز رو دربارم مي دونه اما Send To ALL  نمي كنه .

 

خدا رو دوست دارم چون هر وقت بهش PM   بدم دستمو رد نمي كنه .

 

خدا رو دوست دارم چون هميشه مواظب Update وبلاگ هاي قلبم هست .

 

خدا رو دوست دارم چون هيچ كدوم از بنده هاشو Ignore  نمي كنه .

 

خدا رو دوست دارم چون اين همه Wallpaper  برام Update  مي كنه .

 

خدا رو دوست دارم چون اين همه Friend   برام ADD   مي كنه .

 

خدا رو دوست دارم چون با يه Delete   هر چي رو كه بخوام پاك مي كنه .

کسی بسیار  بیش از آنچه که  فکر کنی تو را دوست دارد

کسی هست که در هر قدم یاری ات میکند کسی حقیقتا به تو و بودنت اهمیت میدهد

و اوست که به نجواهایت عاشقانه گوش میسپارد. . .

آری هرگز در صحت این کلمات شک نکن

چرا که خدا بندگانش را دوست دارد و از آنها مراقبت میکند . . .

تمامی گنجینه های او در اختیار توست تا از آنها استفاده کنی

اگر تو نیز از صمیم قلب او را دوست بداری

و نشان دهی که به حضورش اهمیت میدهی

اگر با ایمان به او پایت را درست جای پای او بگذاری

چیزی وجود نخواهد داشت که طلب کنی و بدست نیاری . . .

 

گوش كن يك نفر آن طرف پنجره ي بسته تو را مي خواند
و نسيم لاي اين پرده ي آويخته را مي كاود تا تو را دريابد
نور خورشيد كه از منزل پر مهر خدا آمده است
لب درگاه تو در يك قدمي مي ماند
قلب اين پنجره از دست غم پرده به تنگ آمده است
پرده را برداريم دل اين پنجره را باز كنيم
تا كه آن نور سپيد به سلامي آرام
لب اين قفل گره خورده به چشمان تو را باز كند
گوش كن يك نفر در تو ، تو را مي خواند
و خدايت آرام در دل تنگ تو آهسته تو را مي كاود. . .

يادمون باشه که هيچکس رو اميدوار نکنيم بعد يکدفعه رهاش کنيم چون خرد ميشه ميشکنه و آهسته ميميره .

يادمون باشه که قلبمون رو هميشه لطيف نگه داريم تا کسي که به ما تکيه کرده سرش درد نگيره .

يادمون باشه قولي رو که به کسي ميديم عمل کنيم .

يادمون باشه هيچوقت کسي رو بيشتراز چند روز چشم به راه نذاريم چون امکان داره زياد نتونه طاقت بياره .

يادمون باشه اگه کسي دوستمون داشت بهش نگيم برو نميخوام ببينمت چون زندگيش رو ازش ميگيريم .

 کاش می شد روزی نیاد که وعده ها بوی خیانت بگیرن.

 

کاش می شد روزی نیاد ،دروغ و نیرنگ و ریا جای صداقت بشینن.

 

کاش می شد روزی نیاد مردم ، عشق رو فراموش بکنن.

 

کاش می شد روزی نیاد ستاره ها ، شبها رو خاموش بکنن.

 

کاش می شد روز ی نیاد شاپرک ها از توی خونه ها برن.

 

کاش می شد روزی نیاد کبوتر ها پر بزنن تنها برن.

  دوست داشتن كسي كه سزاوار دوستي نيست ، اسراف در محبت است .

 اگر ميخواهي هميشه آرام باشي ، دلگيريهايت را روي ماسه و شاديهاي خود را بر روي سنگ مرمر بنويس .

 اگر كسي را دوست داري كه او تو را  دوست ندارد ، سعي نكن نفرینش کنی بلکه سعی کن فراموشش كني.

 

 

عاشق اولين كسي كه مي شي دلتو مي شكنه و ميره

دومين كسي رو كه مياي دوست داشته باشي و از تجربه هاي قبلي استفاده كني ، دلتو بد تر مي شكنه و مي ذاره مي ره

بدش ديگه هيچ چي برات مهم نيست و از اين به  بعد مي شي اون آدمي كه هيچ وقت نبودي .

ديگه دوستت دارم واست رنگي نداره و اگه يه آدم خوب باهات دوست بشه  ، تو دلشو مي شكني كه انتقام خودتو بگيري و اون ميره  با يكي ديگه .

اين طوريه كه دل تموم آدماي جهان مي شكنه !

نوشته شده در دوشنبه 4 تیر1386| ساعت 11 قبل از ظهر| توسط یاسمن| |

هميشه اين گونه بوده است:

کسي را که خيلي دوست داري، زود از دست مي دهي پيش از آنکه خوب نگاهش کني ،  پيش از آنکه  تمام حرفهايت را به او بگويي ، پيش از آنکه همه لبخندهايت را به او نشان بدهي  مثل پروانه اي زيبا، بال ميگيرد و دور مي شود ، فکر مي کردي ميتواني تا آخرين روزي که زمين به دور خود مي چرخد و خورشيد از پشت کو ه ها سرک مي کشد در کنارش باشي .

هميشه اين گونه بوده است:

کسي که از ديدنش سير نشده اي زود از دنياي تو ميرود ، وقتي به خودت مي آيي که حتي ردي از او در خيابان نيست فکر مي کردي ميتواني با او به همه باغها سر بزني ، هنوز روزهاي زيادي بايد با او به تماشاي موجها مي رفتي ، هنوز ساعتهاي صميمانه اي بايد با او اشک مي ريختي.

هميشه اين گونه بوده است:

وقتي از هر روزي بيشتر به او نياز داري ، وقتي هنوز پيراهن خوشبختي را کا ملا بر تن نکرده اي ، وقتي هنوز ترانه هاي عاشقي را تا آخر با او نخوانده اي  ناباورانه او را در کنارت نمي بيني ،  فکر مي کردي دست در دست او خنده کنان به آن سوي نرده هاي آسمان خواهي رفت تا صورتت را  پر از بوسه و نور کند .

هميشه اين گونه بوده است:

او که ميرود ، او که براي هميشه مي رود آنقدر تنها مي شوي که نام روزها را فراموش ميکني ، از عقربه هاي ساعت ميگريزي و هيچ فرشته اي به خوابت نمي آيد.

امشب هم برای تو خواهم نوشت

شبی در سکوت تنهایی خودم

شبی پر از ستاره های عاشق

شبی با نور قرص ماه

می نویسم از تو برای تو

چون دل بهانه را در خود می بیند

چون دستانم گرمی دستانت را می خواهد

چون چشمانم دیدن نوری را می خواهد که فقط در چشمان تو آن را پیدا خواهد کرد

امشب باز خواهم رفت به جایی

به دنیایی که در تنهایی خودم آن را ساختم

دنیای که در تنهایی به سراغش می روم نه در تنهایی

من همیشه می روم

و من تو را در این دنیای خودم آورده ام و جای دادم

این دنیاي کوچک من شاید عجیب باشد

چيز های را در آن قرار داده ام

چيز هايی را کنار گذاشتم که در اين دنيای بزرگ اين طور نيست

در دنیای کوچک خود هوس را کنار گذاشتم

نفرت و نا امیدی را راه نداده ام

در آنجا همه چیز شکل انتظار دارد

عشق را سر دروازه آن نوشتم.

پایه های دوست داشتن را آنقدر محکم زدم که به هیچ عنوان از بین نخواهد رفت

و من تو را در آغاز این دنیا قرار داده ام . . .

نوشته شده در جمعه 1 تیر1386| ساعت 1 بعد از ظهر| توسط یاسمن| |


قالب رايگان وبلاگ پيچك دات نت