تبليغاتX
دختر متولد پـــايــيــــز
دختر متولد پـــايــيــــز
آب آیینه عشق گذران است
پدر یعنی کوه رنج و درد پدر یعنی اسطوره از خود گذشتگي

سلام اي پدر اي از تبار مهرباني ها

در كهكشان قلبم تو تنها ستاره هستي پدر

باز هم تقويم ورق ميخورد و روز ناب ديگري فرا ميرسد

به نام خداي پدر

به نام آنكه هستي دنيايم از اوست

آنكه محبت را  به قلب خسته من آموخت

آنكه دستانش گرمي بخش زندگي است

 پدرسراسر وجودش سرشار از احساس و مهرباني است

اوست كه برايم عشق را معني مي كند

به راستي كه بردباري را از سيماي او شناختم

در گلستان عشق بر گلهای محبت بوسه می زنم

تو را به یاد می آورم ، تو که عطر پیراهنت بوی گل یاس و دستان پر مهرت آهنگ نوازش را  در بر گرفته

تو که در قلب من هستی و من هزاران بارخدا را شکر می کنم که تو را در قلب من قرار داد تا تپش قلبم را حس کنم

تو سرشار از امیدی و من در کنار تو سرشار از غرور که تو پدر من هستی .  . .

پدری که نگاهش ، آرامش صدایش و دستان پر مهرش  همیشه بخشش را به من یاد داد

بهترینم ، مهربانم ، تکیه گاهم ، پدرم : روزت مبارک

 پدرم ، عزیزم ، بی نظیر م  ، تا آخر عمرم دوستت دارم

|+| نوشته شده توسط یاسمن در چهارشنبه 26 تیر1387 ساعت 8 بعد از ظهر |

به جز اين ها چيزي ندارم برايت آروز كنم !

اول از همه برايت آرزو مي كنم كه عاشق شوي ، و اگر هستي ، كسي هم به تو عشق بورزد ، و اگر اين گونه نيست تنهايي ات كوتاه باشد ، و پس از تنهايي ات ، نفرت از كسي نيابي .

آرزومندم كه اين گونه پيش نيايد . . .

اما اگر پيش آمد ، بداني چگونه به دور از نا اميدي زندگي كني .

برايت هم چنان آرزو دارم دوستاني داشته باشي ،

از جمله دوستان بد و ناپايدار . . .

برخي نادوست و برخي دوستدار . . .

كه دست كم يكي در ميانشان بي ترديد مورد اعتمادت باشد .

و چون زندگي بدين گونه است ،

برايت آرزومندم كه دشمن نيز داشته باشي . . .

نه كم و نه زياد . . . درست به اندازه ،

تا گاهي باورهايت را مورد پرسش قرار دهند ، كه دست كم يكي از آن ها اعتراضش به حق باشد . . .

تا كه زياده به خود غره نشوي .

و نيز آرزومندم مفيد فايده باشي ، نه خيلي غير ضروري . . .

تا در لحظات سخت ، وقتي ديگر چيزي باقي نمانده است ، همين مفيد بودن كافي باشد تا تو را سرپا نگه دارد .

هم چنين برايت آرزومندم صبور باشي ، نه با كساني كه اشتباهات كوچك ميكنند. .

چون اين كار ساده اي است ، بلكه با كساني كه اشتباهات بزرگ و جبران ناپذير ميكنند . . . و با كاربرد درست صبوري ات براي ديگران نمونه شوي .

و اميدوارم اگر جوان هستي ، خيلي به تعجيل ، رسيده نشوي . . .

و اگر رسيده اي به جوان نمايي اصرار نورزي ، و اگر پيري تسليم نااميدي نشوي. . .  

چرا كه هر سني خوشي و ناخوشي خودش را دارد و لازم است بگذاريم در ما جريان يابد .

اميدوارم گربه اي را نوازش كني ، به پرنده اي دانه بدهي و به آواز يك سهره گوش كني ، وقتي كه آواز سحرگاهي اش را سر ميدهد . . .

چرا كه به اين طريق احساس زيبايي خواهي يافت . . .

اميدوارم دانه اي هم بر خاك بفشاني . . . هر چند خرده بوده باشد . . .

و با روييدنش همراه شوي ،

تا دريابي چقدر زندگي در يك درخت وجود دارد .

به علاوه اميدوارم پول داشته باشي زيرا در عمل به آن نيازمندي . . .

و سالي يك بار پولت را جلو رويت بگذاري و بگويي : اين مال من است !

فقط براي اينكه روشن كني كدامتان ارباب ديگري است !

و در پايان اگر مرد باشي ، آرزومندم زن خوبي داشته باشي . . .

و اگر زني ، شوهر خوبي داشته باشي ،

كه اگر فردا خسته باشي يا پس فردا شادمان باز هم از عشق حرف براني تا از تو آغاز كني . . .

اگر همه اين ها كه گفتم برايت فراهم شد ديگر چيزي ندارم برايت آرزو كنم. . .

‹‹  ويـكتـور هـوگــو ››

|+| نوشته شده توسط یاسمن در سه شنبه 18 تیر1387 ساعت 1 بعد از ظهر |

فرشته اي به نام مــادر

آه اگر چشم دلم خون شود
خسته دل ما همه مجنون شود
شاخه به شاخه همه پرپر شدیم
از غم زهراء(س) به نمی تر شدیم
این زحمت ناچیز، تقدیم به بانوی پهلو شکسته ای که تا نفس دارم، دلشکسته او خواهم بود
تقدیم به بانویی که از خانهء سبز او، خط سرخ حسین( ع ) امتداد یافت.
تقدیم به بانوی جوان قدخمیده ای که خود را قربانی امام زمانش کرد و پرپر شد.
به امید آنکه دست ناتوان من در دامان بلند او نقش دعا بگیرد و بر شاخه دلم شبنم استجابت این دعا بنشیند.
‹‹ آمين ››

 

ای محبوب جانی ام !

امروز آمده ام تا از بزرگ ترین و بهترین تفضلت بر این عالم خاکی و حتی آسمانی تشکر کنم !

آمده ام تا  تولد ریحانة النبی را به تو و رسولت تبریک بگویم !

آمده ام تا تولد کوثر ولایت را به ساقی کوثرت تبریک بگویم !

آمده ام تا تولد سایه گستر بانوی دو گیتی را با آسمانی هایت جشن بگیرم !

آمده ام تا به خاطر تولد مقرب ترین و محبوب ترین بانو به درگاهت فخر بفروشم !

آمده ام تا در سایِۀ نورانی بهانۀ خلقت، آرامش و قراری از جنس نور بگیرم !

آمده ام تا در آستانۀ تولدش بر دستان پر مهر مادری اش بوسه زنم !

آمده ام تا به بهانۀ تولدش، سال ها مهر و عطوفت مادری اش را پاس بدارم !

آمده ام تا حضور همیشگی او را در قلبم به عنوان عیدی تولدش تمنا کنم !

آمده ام تا بگویم یگانه بانوی مهر، خوش آمدی !

ای بانوی دو گیتی ام ، زهراء جان !

یاریم کن

تا بهترین باشم

 برای تو

و

برای او !

یا  زهراء  جان  مددی !

|+| نوشته شده توسط یاسمن در سه شنبه 4 تیر1387 ساعت 12 بعد از ظهر |

سلام به همه دوستاي خوبم :

اول از همه يه معذرت خواهي به تمام اونايي كه توي اين يه ماه منو فراموش نكردن و واسم نظر دادن اما من نتونستم بهشون به خاطر امتحاناتم سر بزنم  ،

 اما حالا ديگه اين غول بي شاخ و دم كه اسمش رو گداشتن امتحان نهايي تموم شد با هر سختي كه بود ديگه گذشت .

اميدوارم كه حال همتون خوب باشه و توي همه امتحانات زندگيتون بهترين نمره رو كه همون 20 ميشه رو بگيرين .

شاد و موفق باشين .

‹‹ من يك چهار ديواري دارم ››

من يك چهار ديواري دارم و كاغذ و قلمي ،

قلمي كه گاه و بي گاه جور مرا ميكشد و حرف هاي ناگفته ام را بر روي كاغذ مي نويسد .

در آن لحظه قلمم مثل زبانم بي جان نيست ، من من نمي كند كم نمي آورد و مي نويسد . . .

شيوا ، بي غلط و بدون بروز هر گونه احساسي !

وقتي مي نويسم گونه هايم سرخ نمي شوند

اشك هايم فرو نمي ريزند

عصباني نمي شوم

صدايم هم نمي لرزد

و كاغذ چه صبور ، نوشته هايم را گوش مي دهد

واكنشي از خشم در او نيست

نگاه عاقل اندر سفيه نمي اندازد

مرا به خاموشي وا نمي دارد

و تنهايم نيز نمي گذارد . . .

در آخر من آرام و سبكبال ، به كاغذم مي گويم :

همه اين ها را گفتم كه بگويم گفتن بلد نيستم اما نوشتنم بد نيست !

و او هم چنان صبور گوش مي كند . . .

آن گاه كاغذ را به آب مي سپارم

و آب مي داند كه آن را به دست چه كسي برساند . . .

و من دوباره به چهار ديواري ام باز مي گردم

در پي قلم و كاغذ صبوري ديگر . . .

من يك چهار ديواري دارم . . .

 

|+| نوشته شده توسط یاسمن در چهارشنبه 29 خرداد1387 ساعت 8 بعد از ظهر |

همه اين ها به تو بستگي دارد .

یک توبه می تواند نجات دهنده ی انسان از دوزخ باشد .

 

ارزش هدایت یک نفر می توان از دنیا وما فیهای آن بهتر باشد .

 

یک درخت می تواند آغازگر جنگلی باشد .

 

یک پرنده می تواند منادی بهار باشد .

 

یک لبخند می تواند آغازگر دوستی باشد .

 

یک نوازش می تواند روحی را تسلا بخشد .

 

یک ستاره می تواند راهنمای کشتی در میان دریا باشد .

 

یک واژه می تواند تعیین کننده هدف باشد .

 

یک رأی می تواند سرنوشت ملتی را تغییر دهد .

 

یک پرتو خورشید می تواند روشنی بخش اتاقی باشد .

 

یک شمع می تواند زداینده تاریکی باشد .

 

یک خنده می تواند بر غم و غصه چیره شود .

 

یک قدم آغازگر هر سفری است .

 

یک امید تازه قادر است روحیه ها را بالا برد .

 

یک نوازش می تواند بیانگر توجه و همدلی باشد .

 

یک صدا می تواند حاوی سخنی خردمندانه باشد .

 

یک قلب می تواند آنچه را حقیقت است دریابد .

|+| نوشته شده توسط یاسمن در یکشنبه 1 اردیبهشت1387 ساعت 6 بعد از ظهر |

آخرين آپ بهـاري . . .

سلام به همه دوستاي گلم :

اميدوارم حال همتون خوب باشه و سال خوبي رو شروع كرده باشين ، كاش حداقل من خودم بتونم يه كم از اشتباهات گذشته ام رو جبران كنم و ازشون درس عبرت گرفته باشم .

خلاصه اينكه اين 13 روز هم خيلي زود تموم شد همين طور روزهاي عمر ما...

فعلا اين آخرين آپ منه ، چون فكر نمي كنم ديگه فرصت بشه بيام و وبلاگم رو آپ كنم ، حداقل تا دو ماه ديگه !

واسه همتون سالي سرشار از موفقيت و خوشي رو آروز مي كنم .

دلتون شاد و لباتون خندون باشه .

باي تا هاي . . .

|+| نوشته شده توسط یاسمن در دوشنبه 12 فروردین1387 ساعت 2 بعد از ظهر |

سال نو مبارك يا حال نو مبارك . . . !

چگونه عمر خود را اندازه گيري كينم ؟

بعضي از افراد براي اينكه بدانند چند سال عمر كرده اند ، تاريخ تولد خود را از سالي كه در آن قرار دارند كم مي كنند در حالي كه بايد بدانند در اين صورت ما به اندازه گيري عمر زمين كه يك بار به دور خورشيد گشته است خود را مشغول كرده ايم . . .

نياز نيست تاريخ تولد خويش را از عدد 1387 كم كنيم .

- عمر ما به اندازه حركت زمين به دور خورشيد نيست ، عمر ما به اندازه حركت ما به دور خورشيد حق است .

- عمر ما به اندازه سپري شدن روزها و شب ها نيست ، عمر ما به اندازه حق گويي و حق خواهي است .

- عمر ما به اندازه گذشت دقيقه ها و ثانيه ها نيست ، عمر ما به اندازه حركت ما از بخل به سمت گذشت است .

 - عمر ما به اندازه تغيير ماهها و فصل ها نيست ، عمر ما به اندازه حركت ما از عيب جويي به عيب پوشي است .

- عمر ما به اندازه حركت از فاش كردن به سمت راز داري است .

- عمر ما به اندازه حركت از سوء ظن به سمت حسن ظن است .

با پاسخ به سئوالات زير عمر واقعي خود را اندازه گيري كنيم :

1- در سالي كه گذشت چقدر در بحث ها حق را به ديگري داديم ؟

2- در سالي كه گذشت تا چه اندازه عيب جويي را به عيب پوشي تبديل كرديم؟

3- در سالي كه گذشت چقدر از سوء ظن به طرف حسن ظن گام برداشتيم ؟

4- در سالي كه گذشت چقدر زيبايي هاي ديگران را نشان داديم ؟

5 - در سالي كه گذشت چقدر به جاي بررسي عيوب ديگران به عيوب خود پرداختيم ؟

6- در سالي كه گذشت چقدر صبر را جايگزين بي تابي ها كرديم ؟

7- در سالي كه گذشت چقدر به كسي كه ما را محروم كرد بخشيديم و با كسي كه از ما جدا گشت پيوستيم و با كسي كه به ما بدي كرد خوبي نموديم ؟

8- و بالاخره در سالي كه گذشت  چقدر از سوي نفرت به سوي عشق ، از سوي بخل به سمت گذشت ، از سوي جهل به سوي علم ، از سوي حرف به سوي عمل ، از سوي عمل به سوي اخلاص در عمل ، حركت نموديم ؟

شما حالا بفرماييد چند سال داريد ؟

|+| نوشته شده توسط یاسمن در دوشنبه 5 فروردین1387 ساعت 12 بعد از ظهر |

نوروز 1387 مبارك باد ، با بهترين آرزوها براي شما .

خــداي خوبــم :

سال 1386 گذشت و من مثل سال هاي گذشته از تو بزرگوار سپاسگزارم .

سعادت داشتم تا 365 روز ديگر هم خورشيد را تماشا كنم ، شاهد لبخند و شادي اطرافيانم باشم ، با چالش هاي زندگي برخورد كرده و تجربه هاي بهتر زيستن را كسب كنم .

خــــداي مهــربانم :

پيشاپيش به خاطر هديه گرانبهايت سپاسگزارم . از اين كه به من فرصت

 مي دهي تا طعم شيرين لحظه لحظه هاي سال 1387 را بچشم متشكرم .

مي دانم كه تو بزرگوار بهترين ها را برايم در نظر داري .

خـــداي همــيشه همراهــم :

به پاس تمام بزرگواري ها و نعمت هايت من هم قول مي هم كه تمام سعي ام را بكنم تا به بهترين و زيباترين شكل ممكن زندگي كنم : اميدوار ، پرتلاش ، شاد و صميمي و سبز .

پس هر لحظه تكرار مي كنم : امسال سال خــوشـبخــتـي من است !

اميدوارم سلامتي ، سعادت ،  سيادت، سرور ، سروري ،  سبزي ، سرزندگي ، سربلندي
هفت سين سفره زندگيتان باشد
.

شاد و موفق باشيد .

|+| نوشته شده توسط یاسمن در پنجشنبه 1 فروردین1387 ساعت 9 قبل از ظهر |

ياد خدا آرام بخش قلب هاست . . .

سلام يه سلام بهاري و تر و تازه

بهار و هزار جلوه از راه رسيدنش مبارك تان باد ،  خدا قوت  .

ايمان دارم كه لحظات پر بركتي پيش رو داريد ، روزهايي سرشار از موفقيت و آرامش ، آرامشي عميق كه حاصل ياد خدا و حضور لحظه به لحظه او در هر واقعه زندگي تان است .

 پس بياييم در سال جديد مراقب باشيم تا لحظه هاي بودن با او را از ياد نبريم . هر روز به وعده گاه عشق قدم بگذاريم و با او گفت و گو كنيم . هم نشيني با خدا حاصلش عشق است و ايمان . . .

دوستان گلم : بياييد زين پس بيشتر مراقب باشيم ، مراقبتي توام با آرامش . مراقب ذهن و روحمان باشيم و هر روزمان را در حالت مراقبه به شب برسانيم .

از ياد خدا غافل نشويم و دستمان را از دستان پر مهرش بيرون نكشيم . حواسمان باشد كه لبخند از لبانمان محو نگردد .

نگاهمان را به زيبايي ها بدوزيم و اگر نقطه تاريكي ديديم سعي كنيم تغييري در آن به وجود آورده و آن را به زيبايي تبديل كنيم .

زبانمان به جملات مثبت باز شود و انديشه هاي زيبا در سر بپرورانيم .

بياييد امروز مراقب باشيم تا به خاطر تمام نعمات خداوند از او سپاسگزاري كنيم.

به چشم و گوش و زبانمان احترام بگذاريم .

خوب بگوييم ، نيك بشنويم و زيبا ببينيم !

هفت . . . سين ! سبز و خرم باش ! با سبزي و طراوت درختان .

چشم ها را بشوي و جور ديگر ببين ! اگر در فراقي وصل شو ، اگر بي تابي صبر كن ، اگر مشتاقي ، بجوي تا عاقبت بيابي .

سبز شو و سبز كن هر آنكس را كه هنوز در خزان است .

سبز كن و اميدوار باش كه عاقبت ريشه ها تو را بالا مي برند و شاخه ها ميوه هايي تر و تازه مي دهند .

لحظه لحظه زندگي ات را به ضيافت  شادماني دعوت كن .

دل از رنج و غصه بشوي . گرد اندوه را بتكان . رخت هاي غم را دور بريز و به پيشواز شادي برو .

در اين سال جديد چيزي تازه بخواه . از روح هستي بخش بخواه تا بياموزدمان كه چگونه آروز كنيم و چگونه رويا ببينيم .

|+| نوشته شده توسط یاسمن در سه شنبه 28 اسفند1386 ساعت 8 بعد از ظهر |