تبليغاتX
دختر متولد پـــايــيــــز

دختر متولد پـــايــيــــز

آب آیینه عشق گذران است

 

 

دوباره يه سال گذشت و تموم شد ؛

خوبي ها و بدي ها ، هرآنچه که بود ، برگي ديگر از دفتر روزگار ورق خورد ،

برگ ديگري از درخت زمان بر زمين افتاد ، سالي ديگر گذشت ،

 روزهايت بهاري و بهارت جاودانه باد .

 امسال ، خوب يا بد  ؟  خوشي يا غم  ؟ شكست يا پيروزي ؟

به چند تا از آرزوهات رسيدي ؟

چندتاشون هنوز دست نخورده موندن و دوباره تكراري شدن واسه امسال ؟

به كدوم يكي از اون اتفاقاتي كه توي ذهنت پيش بيني كرده بودي رسيدي ؟

بار گناهانتو سنگين تر كردي يا سبك تر ؟

نوروز شعر بي غلطي است که پايان روياهاي ناتمام را تفسير مي کند :

پس بيا و دوباره يه سال نو رو با يه نيروي جديد شروع كن و مطمئن باش كه اگه بخواي ميتوني به تمام آرزوهات برسي ،

اگه سال گذشته به هر دليلي واست خوب نبود ، از تمامِ اتفاقات بدش فاكتور بگير و يه خط قرمز بكش روي همشون و امسال رو با يه ديدِ مثبت و تجربه از اون اتفاقات بد شروع كن ،

به خدا توكل كن و فقط براي رسيدن به خواسته هات تلاش كن ،

پنجره اميد رو باز كن و در رو به روي نااميدي و افكار منفي و بدبيني و شك ببند ،

نذار حتي يه گوشه اي از ذهنت گرد و غبارش بمونه كه همين يه كوچولو هم خودش يه عالمه باعث عقب موندنت ميشه ؛

سالي كه گذشت واسه من سال سرنوشت سازي بود و قرار بود اتفاقِي كه واسه خيليا مهمه واسه منم بيفته و اون دغدغه كنكور بود ،

يادمه موقع سال تحويل همه ي آرزوهام يادم رفته بود و فقط و فقط به قبولي توي كنكور فكر ميكردم ،

كه خدا رو شكر با كلي سختي و توكل به خدا اين مرحله از زندگي رو هم تونستم پشت

سر بذارم ؛

حالا امسال ميخوام به خواسته ها و آرزوهاي بزرگتري موقع خوندن دعاي سال تحويل تمركز كنم ،

به اينكه : خدا هيچ وقت نگاهشو ازم برنداره ، خودش هوامو داشته باشه و هرچي كه صلاحم بود رو بهم بده ؛

چون اينو مطمئنم كه اگه نگاه خدا رو داشته باشم ديگه همه چي حله و ديگه همه چي رو دارم ،

پس خدا جونم : منو از ايني كه هستم بهتر كن و هموني كن كه خودت ميخواي ، ظهور آقا امام زمان " عج " رو نزديك تر بفرما ، همه ي بيمارا رو شفا بده ،

سلامتي خودم خانوادم و عزيزانم ، و بقيه آرزوهام كه ديگه اونا رو خودم بايد بدونم و خودت !

دستان پرنوازش بهار ، طبيعت خفته را از خواب بيدار مي سازد، و زمين و درخت رازهاي رنگارنگ و عطرآگين خويش را نثار نگاه ما مي كنند.

در سال جديد خورشيدي، سبزي ، شادي ، كاميابي، بهره وري، اثربخشي فعاليتها و بهروزيتان را از درگاه ايزد منان آرزومندم.

بهار بهترين بهانه براي آغاز، وآغاز بهترين بهانه براي زيستن است
آغاز بهار بر شما مبارک
.

 

+نوشته شده در شنبه 29 اسفند1388ساعت7 بعد از ظهرتوسط یاسمن | |

لحظه ها را گذراندیم تا به خوشبختی برسیم ،

غافل از آنکه همان لحظه ها خوشبختی بودند!

يه سلام پرانرژي به همه ، امروز سلامم گرمتره ،

چون  می خوام در مورد خوشبختی براتون بگم .

 خوشبخت کیه یا بهتره بگم خوشبختی چیه ؟

چند نفر از شما كه مياين و اين مطلب از وب منو ميخونين ، خودتون رو خوشبخت احساس ميكنين ؟

اصلا چند نفر از شما تا حالا به خوشبختي فكر كرده ؟

به خوشبختي بيشتر فكر ميكنين يا به بدبختي و شانس و اقبال نداشتن ؟

به خوشبختي بيشتر فكر ميكنين یا به تـقدير و سرنوشت ؟

به خوشبخت بودن و به دنبالش دويدن بيشتر فكر ميكنين يا اينكه همه چي رو سپردين دست خدا و بدون هيچ حركتي نشستين تا خوشبختي رو يكي بياره توي دستاتون بذاره ؟!

خوشبختی یه چیز نسبیه که هر کس یه تعریفی از اون داره ،

تعريف شما از خوشبختي چيه ؟

اگه به چي برسين فكر ميكنين خوشبخت هستين ؟

به نظر شما اگه آدم پولدار باشه یا اگه مشهور باشه خوشبخت میشه؟

 به نظر من خوشبخت اون کسی هست که به چیزایی که داره قانع باشه و به خاطرِ اون چيزايي كه ميخواد به دست بياره تلاش كنه ، چون همين تلاش كلي مزه به آدم ميده و خوشبختي رو شيرين تر ميكنه ،

چون ميگن : آدم هرچي رو كه با زحمت بيشتر به دستش بياره شيرينيِ بيشتري واسش به همراه داره و تا ابد حتي اگه قبلش كلي خاطره تلخ از اون داشته باشي واست شيرين ميشه ! و اینکه داشتن یه فکر راحت آدمو خوشبخت می کنه كه متاسفانه اين روزا همه فكرا يه دل مشغولي هاي بزرگ دارن كه همين باعث عقب موندن از خوشبختي ميشه ؛

خوشبختی تفسیر سه کلمه است : بخشیدن- خندیدن-  فراموش کردن

پس ببخش- بخند و فراموش کن .

واقعاً خوشبختی چیه؟

كجا باید پیداش کرد؟

خوشبخت كیه و علت خوشبخت بودنش چیه؟

 شاید اگه یه ذره با خودت صادق باشی و به قول سهراب چشماتو بشوری و جور دیگه ای ببینی خودتو خوشبخت بدونی ،

چون خوشبخت بودن فقط یه حس زیبا و دلنشینه فقط همین .

پس فقط كافیه بخوای و سعی كنی درك این حس خوشگل رو تو خودت به وجود بیاری. همه ي ما خودمون عامل خوشبختی و سعادت خودمون هستيم ؛

چون بايد قلباً باور داشته باشيم كه  نویسنده ی زندگیمون خودمون هستيم و ميتونيم با اراده اي كه خدا بهمون هدیه کرده به هرچی میخوايم برسيم .

آدماي خوشبخت ، از موضوع هاي خيلي كوچيك و ساده از ته دل احساس

خوشبختي ميكنن ؛

منتظر بخت و اقبال و شانس نميشينن ؛

احساسات منفیشو دور میریزه و دست به هر كاري كه ميزنه احساس رضایت میکنه ،

تا چشم به هم بزاری پیر شدی و عمرت به سر رسیده ،

حیف نیست این روزای قشنگ و دوست داشتنی رو با گریه و ناله و شکایت از زندگی بگذرونی؟

هميشه وقتي توي سختيها قرار ميگيرم و خودم رو زنداني ميبينم اين صدا توي قلبم و گوشم زمزمه ميشه كه : « صبور باش...!!!»

صبور باش ،

عجله نكن ،

تمنايي داري ،‌ پس صبوري كن و منتظر باش انتظار هرچه ژرفتر باشد ؛

حقيقت زودتر پديدار خواهد شد

اما . . .

گه گاه ناشكيبايي سر ميزند !

طلب را نگه دار و ناشكيبايي را دور بينداز

من اينگونه آموختم :

با طلب اشتياقِ  فراوان همراه است ، نه جان كندن

و با ناشكيبايي جان كندن همراه است نه اشتياق فراوان ؛

بهش فكر كنين ، كلي معني داره !

راستي چه قدر صبر و تحمل مي تونه ما رو تو زندگي و براي رسيدن

به خواسته هامون ياري بده و خوشبختي واسمون بياره ؟؟؟

 

خوشبختي رو نميشه از كسي خريد ، اما ميشه اون رو مثل يه گل پرورش داد ،

بعضي ها به دنبالش مي دوند، ديگران آن را با لذت مي چشند؛

 اما همه ما در آن تنفس مي كنيم .

براي ياري شما در اين جستجو ، متخصصين ۵ سر نخ به شما پيشنهاد مي كنند :

 

1-   به خود احترام بگذاريد .

2-   توسعه روابط خوب با ديگران .

3-    براي خود تفريحات كوچكي ترتيب بدهيد .

4-   با گذشته ي خود آشتي كنيد و كينه و نفرت ها را به دور بياندازيد .

5-   خلاقيت خود را افزايش دهيد .

 

اگه کسی خوشبخت نیست تقصیر از خودشه ، چون خدا همه رو خوشبخت آفریده،

و هيچ فرقي بين من و شما نذاشته ، فقط راهو نشونمون داده و انتخابش رو به دست خودمون گذاشته ؛

خوشبختی یعنی هماهنگی آرزوها با حوادث روزگار ،

فكر ميكنين چندتا آرزوهاتون دست يافتني هستن و با اين زمونه و مشكلات و سختي هاش مطابقت دارن ؟

ميگن : هرچي آرزوهات بزرگ تر باشه نشون دهنده بزرگيِ افكارته ، و چيزاي بزرگ بخواين تا بهش برسين ؛

 " اگر می خواهی خوشبخت باشی برای خوشبختی دیگران بکوش زیرا آن شادی که ما به دیگران می دهیم به دل خود ما بر می گردد ؛

ذهنی که عادت کرده است خوشحالی اش را از خودش تامین کند

خوشبخت است ؛ "

خوشبختی بر سه ستون استوار است: فراموش کردن گذشته ، غنیمت شمردن حال، امیدوار بودن به آینده .

و

تا بدبختی را نشناسیم هیچ وقت راه بدست آوردن و نگهداشتن خوشبختی را یاد

نمی گیریم !

هيچ كدوم از حرفام غرض از نصيحت نبود ،

اينارو نوشتم تا شايد خيليا بدونن خوشبخت هستن اما نميخوان بفهمن و دركش كنن ؛

اما توي چندماهِ گذشته من خوشبختي رو با تمام وجودم توي زندگيم حس كردم ،

سخت بود اما الان كه بهش فكر ميكنم ميبينم آسون شده واسم به

دست آوردنش ؛

كافيه فقط به اون چيزي كه ميخواين فكركنين ،

هر روز روي خواستتون تمركز كنين و از صميمِ قلب باورش داشته باشين ،

يه تابلوي كوچولو از آرزوهاتون درست كنين و يه جايي روي ديوارِ اتاقتون نزديك چشمتون بزنين تا هر روز نگاهتون بهش باشه

و هر روز به اون آرزوها فكر كنين تا ببينين چقدر زود اون آرزوهاييتون كه در

دسترس تره مهيا ميشه ؛

اميدوارم تونسته باشم ذره اي انرژيِ مثبت واستون به ارمغان آورده باشم .

اگر مي خواهي خوشبخت باشي ،

1.  جز آن كه برايت مهيا است آرزو مكن .

2. وقتي مي شنوي خوشبختي به سراغ كساني مي رود كه براي رسيدن به آن تلاش مي كنند تعجب نكن.

3. راحتي و خوشبختي را با هم اشتباه نكن.

4. بدان كه خوشبختي به آساني به دست نمي آيد، براي به دست آوردن آن بايد سخت تلاش كني.

5. خوشبخت بودن كافي نيست، بلكه آنچه اهميت دارد، اين است كه بدانيم خوشبخت هستيم .

6. اقبال به سراغ كسي مي رود كه به كار عقيده دارد نه به اقبال .

7. كاميابي و سعادت در زندگي ، فقط با حفظ توجه توحيدي و اهليت اسلامي و فهم سازماني بودن خانواده ، تأمين مي شود.

8. براي استفاده بهينه از زمان خود، بايد خوشبختي را هدف اصلي زندگي تان قرار دهيد.

9. خوشبخت ترينِ مردم كساني هستند كه زندگي شان در راه خواسته هاي مردم صرف شده باشد.

10. براي همه كس خوشبختي يك معني بيشتر ندارد. رسيدن به آن آرزوي موهوم.

11. انسان در عين نوميدي ، اميدوار است.

12. خوشبختي در اين است كه شخص بداند چه مي خواهد و آنچه را آرزو دارد مشتاقانه بخواهد.

13. خوشبختي اين است كه انسان دنيا را همان طور كه آرزو مي كند ببيند.

14. سعادت جامعه به مراتب مهمتر از سعادت فرد است.

15. هر كس در طلب خير و سعادت ديگران باشد ، بالاخره سعادت خودش را هم به دست خواهد آورد.

16. با تقوي و خوبي مي توان سعادت را خريد.

17. تا انسان تمايلات خود را در حد اعتدال نگه ندارد سعادت و خوشي نخواهد داشت.

18. خوشبختي فقط يك تعريف دارد. باور داشتن خوشبختي.

19. خوشبختي نتيجه ورزش و تندرستي است .

خوشبخت و سلامت باشيد .

 

 

+نوشته شده در سه شنبه 4 اسفند1388ساعت6 بعد از ظهرتوسط یاسمن | |

 

باید قدم هایم را تندتر بردارم ، زمان در حال تمام  شدن است و من در سرعت گیر

 گناهان عقب مانده ام !

هوا سرد است و واژه های یخ کرده ام سردتر . . .

من از این واژه های سرد و گرم بخار می شوم و بی هیچ مجوزی خیس شمع های خدا ؛

واژه هاي گرم چه دلسوزانه واژه های پر گناهم را زیر ملافه ی عاشورا جا دادند

هوا سرد است اما واژه ها دیگر سردشان نیست ، به افتخار واژه ی گرمِ

 « محرم ، حسين و عاشورا » . . .

آری باید قدم هایم را تندتر بردارم.

زمان در حال تمام شدن است و من نفس هایم خبر از داغ دوباره رسیدن می کند...

م ـ میم های معنوی رابطه    ح ـ حرم بضعت دلم را  

  رـ ریش ریش     م ـ ماتم می کند

و این همه نشان دهنده ی هجی محرم است .

زمان در حال رسیدن است و آسمان باران شده 

 آه کاروان اندکی آرام تر من جا مانده ام. . .

دست و روی اندیشه ام بی یاد تو به خاکی رسیده و اینك زمان شستن است ُروی نازک اندیشه ات را با قلقلک محرم بگریان . . .

بگذار صورت خاکی دلت به شفافی سیب شسته ی قرمز شود .

اینجا محرم است و همین جا کنار دلم نه ، خود دلم عاشورایی ست ؛

 من محرم وار نام تو را می خوانم و تو عاشورا وار سیب کال دلم را پر از عطر کربلا ساز...

 

+نوشته شده در سه شنبه 1 دی1388ساعت4 بعد از ظهرتوسط یاسمن | |

 

* انسان به خاطر داشته هاي خود غني نيست ! بلكه به خاطر كارهايي كه با دست خالي و با وقار انجام ميدهد ثروتمند است !

* آدميان نه آنچه را كه آرزومندند بلكه آنچه را كه سزاوارند جذب ميكنند !

* آدمي تنها توسط خودش به زنجير كشيده ميشود و نيز خود اوست كه مي تواند از اين اسارتها رهايي يابد !

* هر چه ميتوانيد خوبي كنيد ؛ در هر چه ميتوانيد ، به هر شكل كه ميتوانيد ، هر وقت كه ميتوانيد ، به همه اشخاصي كه ميتوانيد و تا زماني كه ميتوانيد .

* و اكنون با تو بگويم كه " كار با عشق چيست ؟ "

كار با عشق آن است كه : پارچه اي راببافي  به اين اميد كه معشوق تو آن را بر تن خواهد كرد .

كار با عشق آن است كه : خانه اي را با خشت محبت بنا كني به اين اميد كه محبوب تو در آن زندگي خواهد كرد .

كار با عشق آن است كه : دانه اي را با لطف و مهرباني بكاري و حاصل آن را با لذت درو چنان كه گويي معشوق تو آن را تناول خواهد كرد و بالاخره كار با عشق آن است كه :

هر چيز را با نفس خويش جان دهي و بداني كه پاكان و قديسان عالم به تو مي نگرند .!

* با ديدي مثبت و تفكري مثبت با زمان پيش برويد ، هرگز از روزگار ناراحت نباشيد ؛ روزگار براي كسي بدي نمي خواهد ، روزگار با همه خوب است ، اين را فرياد بزنيد !

صبح كه از خواب بيدار ميشويد بگوييد :

من امروز ميخواهم موفق باشم ، ميخواهم پيروز شوم ، غروب امروز پرونده ام بايد پُر از خوبي ها ، زيبايي ها ، طراوت و ارزش خداجويي باشد .

فردا صبح بايد بهتر شروع كنم ، بهتر از امروز ، هر روز بهتر از ديروز تا تمام پرونده ام رنگ عشق به خود گيرد .

آنقدر كار خوب انجام دهيد كه در پايان پرونده عمرتان نوشته باشند :

" روز هايش خـــدايـي بود . . . !  "

 

+نوشته شده در چهارشنبه 11 آذر1388ساعت12 بعد از ظهرتوسط یاسمن | |

 

میگن : یه سال دیگه بزرگتر شدم !

چشمانم را ورق میزنم

شاید در گوشه ای از آن

مرا به یادگار کشیده باشی

که این بهترین هدیه تولدم میشه !

اگه بدونم هنوزم هستم

در سایه نگاه مهربونت ؛ خــدا جونم.

خدایا بازم شکرت , به خاطر این یک سالی که توی این دنیای رنگین کمون زنده بودن و نفس کشیدنمو به من هدیه دادی .

یه سال دیگه هم گذشت با همه بالا و پایـین های خودش و مهر و تسبیح جوونی که یکی دیگه اش افتاد ؛

خدایا بازم شکرت , که به سلامتی خودم و عزیزانم این یک سال هم سپری شد.

بهار و تابستون رد شدن و دوباره خش خش برگها زیر پای عابرها یه موسیقی ماندگار ثبت میکنه که میون این موسیقی صدای تولد منم به گوش میخوره ؛

تولد من که فرزند پاییزم و زاده ماه مهر .

19سال پیش میون برگ ریزون و تغییر رنگ طبیعت یه دختر با یه دل کوچولو به این دنیای پر از رنگ و ریا پا گذاشت

حالا دیگه یه جورایی بهتر میتونم این دنیا و آدماش رو لمس کنم

دیگه این دنیا واسم شده یه گذرگاه بزرگ تا آخر دنیا . . .

 

         صبحی پاییزی

                        اشکی چکید بر زمین

                                   اشکی از چشمانی کوچک

         صبح تمام شد و آن روز بود که برای اولین بار صبحی می دیدم

                        صبحی که نه خیال بود و نه تصویر

                                    حال سال ها گذشته

               و دوباره سالی بر سال های زندگیم افزوده میشود

            کاش لایق باشم برای ادامه از  نو رسیدنم

       میشنوم از همه سو میگویند :

                                         تـــولــدت مــبـارک

+نوشته شده در جمعه 17 مهر1388ساعت3 بعد از ظهرتوسط یاسمن | |

مـاه من ؛ غـصه چرا ؟!

آسمان را بنگر که هنوز , بعد صدها شب و روز

مثل آن روز نخست

گرم و آبی و پر از مهر به ما میخندد !

یا زمینی را که دلش از سردی شب های خزان

نه شـکست و نه گـرفت !

بلکه از عاطفه لبریز شد و نفسی از سر امید کشید ؛

و در آغاز بهار , دشتی از یاس سپید

زیر پاهامان ریخت

تا بگوید که : هنوز پر از امنیت احساس خـداست !

مـاه من ؛ غـصه چرا ؟!

تو مرا داری و من

هر شب و روز

آرزویـم , همه خـوشبخـتی توست !

مـاه من ؛

دل به غم دادن و از یاس سخن گفتن ها

کار آنهایی نیست , که خـدا را دارند . . .

 

مـاه من ؛

غم و اندوه اگر هم روزی مثل باران بارید

یا دل شیشه ای ات , از لب پنجره عشق , زمین خورد و شکست ,

با نگاهت به خـدا چتر شادی واکن

و بگو با دل خود : که خــدا هست و خــدا هست و خــدا . . .!

 

او همانی است که در تارترین لحظه شب , راه نورانی امید نشانم میداد ,

او همانی است که هر لحظه دلش میخواهد ,

همه ی زندگی ام , غرق شادی باشد !

مـاه من ؛

غـصه اگر هست , بگو تا باشد . . . !

معنی خوشبخـتی :

بودن انـدوه است ! ! !

این همه غصه و غم , این همه شادی و شور

چه بخواهی و چه نه ؛ میوه یک باغــند !!!

همه را با هم و با عشق بچین . . .

ولی از یاد مبر :

پشت هر کوه بلند , سبزه زاری است پر از یاد خــــدا

و در آن باز کسی میخواند :

که خـــدا هست , خـــدا هست و خـــدا. . .

و چرا غصه ؟! چـــــرا ؟!

+نوشته شده در پنجشنبه 26 شهریور1388ساعت5 بعد از ظهرتوسط یاسمن | |

سلام به ماه خدا . . .

سلام به ماه دلدادگی  . . .

سلام به رمضان         

میشه بوی  رمضان رو که  تمام  فضای دل رو پر کرده رو استشمام کرد

یک قدم . . .

یک پله . . .

 با اخلاص برداریم مثل بنده های مخلصش به رمضان واقعی  میرسیم

قربون این خدا برم ، که دوباره این فرصت رو برای بنده هاش به وجود آورد تا کاسه های گدائیشون رو به طرفش دراز کنند

خداجونم خیلی مهربونی کاش یه ذره قدر بدونیم

خدایا ، صد هزار مرتبه شکرت که این فرصت دوباره رو دادی که با تمام وجود صدات کنیم

خیلی ها اسیر خاک شدند و دیگه این لحظه ها رو درک نمیکنن

خدایا ، به ما  توفیق درک لحظه لحظشو بده

توفیق درک شبای قدر رو

بذار شبای قدر امسال با همه سالها فرق کنه ...

الهی!

  توفیق بده رمضان امسال نامهای زیبات از همه وجودم برخیزه  

فرصت بده رمضان امسال شب قدر رو قدر بدونم و درک کنم

توفیق بده وقت سحر, لحظه دلدادگیم باشه

از لحظه سحر تا افطار تنها ذکرم برای تو باشه و لحظه آخر غرق دروجودت  بشم

خدایا! کمکم کن ماه رمضان امسال برای من هم ماه رمضان باشه و هم 11 ماه باقی مانده

 رمضانی بمانم

خدایا! خوبات که جای خود رو دارند ، این منم بنده گناهکارت که محتاج یک نگاه مهربون تو هستم,

پس به حق خودت دریغ نکن ...

 

دوست دارم , برای بار دیگر از تو بنویسم

از تو که همه خوبی ها و زیبایی ها مال توست

دلم عجیب گرفته

ناله ها و گریه های پنهانی هم دیگر اثری ندارند

دیگر مرحمی برای  تسکین دردهایم ندارم

تیرگی زندگی هر روز و هر روز بیشتر میشود

ساحل زندگیم مملو از امواج خشمگین گشته

چهره ها را از یاد برده ام

تنها دلخوشیم خاطره های تلخ و شیرین است

حال میخواهم به تو بیاندیشم

میدانم مرا فراموش نکرده ای

مرا که اینگونه هستم بپذیر

پناهگاهی برای تنهایی هایم باش

سدی در مقابل غمهایم

موج شادی برایم باش

جان بی روح مرا جانی دوباره بده

میدانم که زندگی و مرگ از آن توست

از این همه جمعه های سرشار از انتظار

و نیامدن موعود دلگیرم

از این همه چشم انتظاری

و از نبودن عدالت

به فریادم برس خداوندا

که اگر هم فنا شوم با یاد تو فنا شده باشم...

 

واژگان را در تو گم کرده ام اي ماه خوبي ها . . .
صداي قدم‌هاي ماهِ خوبي‌ها، دل ِ خاکي‌ام را آگاه ساخته است

که لحظه‌ي وداع نزديک است !

صداي دلرباي انتظار و عطر دلنشين دعاي سحر مرا به استقبال لغتي مي بردکه در واژه

 نمي گنجد "روزه"

وچه مقدس است اين کلمه ي وصف ناپذير!

احوال مرا در اين ثانيه هاي تکرار نشدني فقط روزه داراني درک مي کنند
که طعم شيرين هنگامه ي آسماني را با طعم شيرين دستپخت دعاي سحر در آميختند و گرسنه تر از زمان قبل ،تشنه ماندند و تشنه تر ...
واينک سراپا نيازم را با دو دست که در آغوش آسمان سپرده ام

براي خداي بي نيازي ها التماس ميکنم
وباران روزه داري، از سر رو روي من مي بارد و غرق دعايم کرده است و مرا بيش از بيش دلشيفته ي اين ماه آسماني ساخته است
خدايا صدف هاي عاشقي ام با تو به نيايش نشسته است

و چه شيرين است، طعم شيرين عبادت !
و من که به دنبال هر عقربه ي ساعتي مي گردم تا زمان را متوقف کنم

و به ياد همه ي خاطراتم
جشن تولد برپا کنم،اينک تولد در تولد است !

آري تولد ماه خدا !!!

تولد روزه !

تولد رمضان!

و چندمين سالگرد عاشقي ام بر سر سفره اي که
صداي«اللهم» آذینش بخشیده

روزه دار،بر خود ببال که فقط تو ميتواني درک کني بزرگي شادمانه ام را براي جشن تولد اين ماه که هميشه شب چهارده است ، به زیبایی ماه کامل !!!

دلم میخواهد برای این تولد با واژگانم جشنی بر پا کنم تا همه بدانند چقدر شادمانم ولی نمی یابم

من ناتوانم در ادای شادمانی ام ، که جشن درونم را
فقط تو درک خواهی کرد ای روزه دار !!!

ودر این دقیقه ی پر از خدا عطر مستی آور" ربنا" فضای افطار را پر کرده است

و صدای طنین انداز موذن با خرمای با صلوات متبرک شده

آمیخته و دعاها مستجاب میشود

روزه ات قبول ای روزه دار.

 

+نوشته شده در سه شنبه 3 شهریور1388ساعت12 بعد از ظهرتوسط یاسمن | |

شاید شوکه شدن , بهترین توصیف برای ثانیه های امروزم باشد...!

من عاشقم! ! !

عاشق کسی که, وقتی بهش میگم: دوسش دارم, منو از خودش

نمی رونه!

عاشق کسی که, وقتی میگم: می خوامش,توی دهنم نمی زنه!

عاشق کسی که, هر لحظه به یادشم و یک لحظه فراموشش نمی کنم!

کسی که, هر وقت صداش می زنم میاد و به تک تک حرفام گوش میده!

کسی که, هستی و نستیم دستشه !

کسی که, بدون اون هیچیم!

کسی که, اگر دستامو رها کنه یک لحظه نمی تونم روی پاهام وایسم!

کسی که, یک لحظه به خودم اجازه نمی دم بهش خیانت کنم و هیچ وقت بهم خیانت نمی کنه!

کسی که, می دونم اشکام ارزش ریختن به خاطرشوداره!

کسی که, بودنش باعث آرامش منه و نبودنش برام معنی مرگ میده!

کسی که, ازش می ترسم که نکنه گناهی کنم و منو نبخشه!

کسی که, برای رسیدن بهش لحظه شماری می کنم!

 آره من عاشقم...

عاشق همونی که, همیشه با رحمت و مهربونیش منو شرمنده خودش میکنه,

همونی که, ازش میخوام کمکم کنه در سفر زندگی سربلند باشم و در طی مسیر فراموشش نکنم کمک کنه که حضورش رو هرگز از یاد نبرم، و در مسیر زندگیم فقط  خودش دستگیرم باشه ,

 پس , خداجونم : مثل همیشه باهام باش و تنهام نذار و کمکم کن تا همونی باشم که تو میخوای...

خیلی دوستت دارم خدا جونم,خیلی...

اول سلام , دوم حال و احوال رفیقای دنیای مجازی چطوره ؟

سوم من خوبم, یعنی خیلی خوبم!

 چون نتیجه گرفتم,

چون دوباره خدا جونم پشت و پناهم بود و تنهام نذاشت ,

چون تونستم مامان و بابامو که از هرچیزی توی این دنیا واسم عزیزترن خوشحالشون کنم,

 و چون...  بی خیال...

مجاز شدم به ورودی همه دانشگاهها ! با رتبه 5940 !!!

شاید زیاد تعریفی نداشته باشه رتبه ام, اما حتی فکر نمیکردم همینم بشه!

 نه که کم کاری کرده باشم نه, فقط چون یه جورایی خود کنکور واسم مشکل بود, اما خیلی بهتر از اونی شد که فکرشو میکردم و همش لطف خدا بوده اینو مطمئنم,آخ که نمیدونین چقدر باهاش بودن خوبه...

زندگی بالا داره ... پایین داره...

گاهی روی دنده راست می افته و گاهی روی دنده چپ...

گاهی گل می زنی ... گاهی گل می خوری ...

گاهی خوبی... گاهی بدی...

گاهی خوبم ...گاهی بدم...

آخه نه تو درختی نه من ...

نمیشه مثل درختا چندین سال یه جا بایستی و فقط ابراز حیات کنی,

میگن حتی درختا هم حس دارن! دیگه چه برسه به ما که آدمیم!

واسه آدمایی که درخت وار نمی تونن زندگی کنن ...

گاهی زندگی رو به سربالایی و گاهی سر پایینی میره !

این همه تغییر و تحول توی زندگی ...

مگه میشه که روی حس من و تو اثر نذاره؟

اگه بگی نه... می فهمم درختی ... یا خودتو به درخت بودن زدی!

نمیشه که همیشه خوشحال و خندان و شاد و

 سرزنده و با حال و با نشاط باشی!!!

تو که درخت نیستی!!! حس داری ...

ممکنه گاهی افسرده بشی ...

گاهی دلتنگ و بیقرار بشی ...

گاهی حتی از مرز نا امیدی هم رد بشی و بزنی به سیم آخر...

اما فرق من و تو و درخت فقط در حس و حالمون نیست ...

بلکه توی قدرت اراده و تغییر دادن شرایط بد به خوبه,

مهم نیست اگه گاهی سر به زیر میشی و فقط سایه ها رو میبینی ...

مهم اینه که میدونی میتونی دوباره سرت رو بالا بگیری و خورشید رو تماشا کنی!

 تماشای خورشید این موقع ها خیلی لذت بخشه,

اگه لشکر غم به سراغت اومد یاد خدا و خوبیاش باش ...

یاد درخت, یاد آدم بودن,و زیاد سخت نگیر...

همینه , عین قانونه!

جز این هم نیست!

گاهی خوبه گاهی بد!

آخه نه من درختم نه تو...

 

+نوشته شده در شنبه 17 مرداد1388ساعت5 بعد از ظهرتوسط یاسمن | |

آخرين آپ و شمارش معكوس تا كنكور :

سلام ، نماز و روزه هاي همتون قبول درگاه حق ، آره درست خوندين اين آخرين آپ تا بعد از كنكور 88 .

اين يه سال رو ميگن بايد خيلي سختي كشيد ، ميگن بايد از همه چي بريد حتي از چيزايي كه خيلي بهش دلبستگي داري . . .

نميدونم چرا تا اسم كنكور مياد همه آدما تو ذهنشون يه غول هفت سر با شاخاي گنده مجسم ميشه ، بعضي ها هم فكر ميكنن هفت خوان رستم رو بايد رد كرد ، بعضي ها هم فكر ميكنن بايد رفت و دنبال يه موجود افسانه اي مثل سيمرغ گشت تا بهش رسيد . . .

شما چي فكر ميكنين ؟؟؟

اصلا كنكور چيه ؟

از سه شنبه منم ميشم جز كنكوري هاي سال88 ، من زياد اضطراب ندارم

اما يه جوري اطرافيان با آدم رفتار ميكنن كه انگار

تمام دنيا ، تمام آينده و سرنوشت آدما به قبول شدن تو كنكور بسته شده و گره خورده . . .

من از تبعيض نفرت دارم !!!

اما هر روز ما داره با تبعيض و مقايسه كردن همديگه پيش ميره ...

خلاصه اينكه ميگن يه سال بخور نون و تره 100سال بخور نون و كره . . .

منم امسال بايد از هر چي كه دوست داشتم و از هر چي تفريحه بزنم و بچسبم به درس خوندن تا شايدم ما هم شديم يه ليسانسه بيكار . . .

واسم دعا كنين كه بتونم امسال رو به خوبي بگذرونم و كنكورمم با موفقيت بدم و نشم يه پشت كنكوري . . .

هر جا هستين خدا پشت و پناهتون باشه .

شاد و موفق باشيد .

تا تيرماه 88 خدانگهدارتون .

 

راستي تا يادم نرفته تولد خودم رو كه  18 ماه مهر هستش رو پيشاپيش به خودم تبريك بگم !!!

تــولــدم مــبـارك . . .

 

اگر در يابي ، دريابي !

قبل از پيري ، جواني را درياب !

قبل از بيماري ، سلامتي را درياب !

قبل از غفلت ، هوشياري را درياب !

قبل از ضعف ، توانايي را درياب !

قبل از غم ، شادي را درياب !

قبل از اسارت ، آزادي را درياب !

قبل از گناه ، ثواب را درياب !

قبل از حرص ، شرافت را درياب !

قبل از سوء ظن ، اعتماد را درياب !

قبل از عيب ، حسن را درياب !

قبل از زشتي ، زيبايي را درياب !

قبل از نيازمندي ، قناعت را درياب !

قبل از مشكلات ، صبر را درياب !

قبل از جنجال ، سكوت را درياب !

قبل از سنگدلي ، شفقت را درياب !

قبل از بي مهري ، محبت را درياب !

قبل از ناحقي ، حق را درياب !

قبل از ناسپاسي ، شكرگزاري را درياب !

قبل از ترس ، شهامت را درياب !

قبل از سستي ، اراده را درياب !

قبل از خواري ، عزت را درياب !

قبل از خرفتي ، درايت را درياب !

قبل از سقوط ، صعود را درياب !

قبل از خواب ، بيداري را درياب !

قبل از تاريكي ، روشنايي را درياب !

قبل از خيانت ، جوانمردي را درياب !

قبل از دو رويي ، يكرنگي را درياب !

قبل از حسادت ، قدر خود را درياب !

قبل از طمع ، بذل را درياب !

قبل از فردا ، امروز را درياب !

قبل از كهولت ، كار را درياب !

قبل از تنهايي ، يار را درياب !

قبل از جفا ، وفا را درياب !

قبل از دروغ ، راست را درياب !

قبل از ويراني ، آبادي را درياب !

قبل از شتاب ، تامل را درياب !

قبل از بي ادبي ، حرمت را درياب !

قبل از تنبلي ، فرصت را درياب !

قبل از توفان ، آرامش را درياب !

قبل از تنبيه ، تشويق را درياب !

قبل از خشم ، بخشش را درياب !

قبل از ملامت ، همدردي را درياب !

قبل از قضاوت ، عدالت را درياب !

قبل از عكس العمل ، عمل را درياب !

قبل از تلخي ، شيريني را درياب !

قبل از دشمن ، دوست را درياب !

قبل از خزان ، بهار را درياب !

قبل از غيبت ، حضور را درياب !

قبل از شرمندگي ، عزت نفس را درياب !

قبل از گفتن ، شنيدن را درياب !

قبل از برداشتن ، كاشتن را درياب !

قبل از ندانستن ، آموختن و پرسيدن را درياب !

قبل از توانستن ، خواستن را درياب !

قبل از دويدن ، ايستادن و راه رفتن را درياب !

قبل از رسيدن ، لذت مسير را درياب !

قبل از خواستن ، باور داشتن را درياب !

قبل از پرواز از ارتفاع ، بالا رفتن را درياب !

قبل از شدن ، بودن را درياب !

قبل از درد ، درمان را درياب !

قبل از جدايي ، عشق را درياب !

قبل از مرگ ، زندگي را درياب !

قبل از قبل تر ، خدا را درياب !

قبل از خيال ، واقعيت را درياب !

قبل از آن ، موفقيت را درياب !

+نوشته شده در دوشنبه 1 مهر1387ساعت1 بعد از ظهرتوسط یاسمن | |